موسیقیدانان انواع گوناگونی از تصویرسازی ذهنی رو استفاده میکنند .این مقاله هم دغدغه مند انواع این نوع تمرین و همچنین آثار مشهود آن میباشد و در سطوح پایانی آثار غیر مشهود را هم که قسمت های متفاوت مغز بررسی میکند.
پژوهشها و تحقیقات نشان میدهد به عنوان مکمل اجرای عملی بهترین نوع تمرین است علت استفاده از اصطلاح مکمل در این قسمت علتی بدیهی دارد چرا که ما در ابتدا موظف هستیم تمرین خود را به مرحله تمرین حرفهای برسانیم تا نیازمند به تصویرسازی ذهنی باشیم . در واقع ایجاد تفاوت را بین یک اجرای خوب و یک اجرای عالی حس کنیم.
دلایل بسیار زیادی برای استفاده از تصویرسازی جنبشی در کنار تمرین عملی وجود دارد یکی از مهمترین دلایل نیاز به مرور ذهنی دشوارترین تکنیکهای یک اثر موسیقایی است دلیل دیگر آن این است که اگر در شرایطی امکان تمرین عملی وجود نداشته باشد. نوازنده حرفهای ارتباط خود را با تمرین قطع نمیکند حتی در طول یک سفر طولانی حضور غیر فیزیکی خود را در فضای تمرین نگه میدارد.
فراموش نکنیم که تمرین ذهنی صرفاً جنبه حرکتی و یا شنیداری ندارد مجموعهای از مولفهها به صورت یکپارچه در یک چرخهای که در آن فعالیتهای شنیداری و حرکتی هم وجود دارند شروع به ایفای نقش میکنند موجب یک اجرای بینقص میشود.
موسیقیدانان برجستهای همچون ولادیمیر هوروویتس و والتر گیزکینگ نیز گزارش کردهاند که بهطور مکرر از تمرین ذهنی بهره میبردهاند .تمرین ذهنی موسیقی، طیف متنوعی از بازنماییهای ذهنی یک اثر موسیقایی را در بر میگیرد که شامل جنبههای حرکتی، پیکریـحسی وشنیداری و نیز ابعاد هیجانی است.
رایجترین شکل تصویرسازی ذهنی در میان موسیقیدانان، خواندن ذهنی نتهای یک قطعه و مرور ذهنیِ عمدتاً جنبههای شنیداری آن است. با این حال، این شیوه تنها یکی از ابعاد گوناگون تمرین ذهنی یک اثر موسیقایی محسوب میشود.
نظر خود را بنویسید