products.filters

تصویرسازی موسیقایی

می‌دانیم که تصویرسازی موسیقایی ماهیتی چندوجهی دارد؛ با این حال، حتی ساده‌ترین تکالیف تصویرسازی که بخش عمده پژوهش‌های این حوزه بر آن‌ها متمرکز بوده است نیز چندوجهی هستند.

برای مثال، یک تکلیف ساده مانند تصویرسازی ذهنی ضربه زدن مکرر با شست، علاوه بر تصویرسازی حرکتی، بازخوردهای حسی و نیز تصویرسازی فرایندهای زمانی مرتبط با ریتم و فرکانس ضربه‌ها را در بر می‌گیرد. دستورالعمل رایج برای انجام این نوع تصویرسازی جنبشی معمولاً بدین صورت است که فرد ابتدا یک حرکت مشخص را چندین بار به‌صورت واقعی اجرا می‌کند و سپس همان حرکت را بدون انجام هیچ‌گونه حرکت فیزیکی، صرفاً به‌صورت ذهنی ادامه می‌دهد. این مثال نشان می‌دهد که تصویرسازی ذهنی غالباً پس از دوره‌ای از تجربه واقعیِ اجرای حرکت به کار گرفته می‌شود.

این رویکرد بر این فرض استوار است که تصویرسازی حرکتی حاصل دسترسی آگاهانه به نیتِ انجام حرکتی است که در شرایط عادی، طی مرحله آماده‌سازی حرکت، به‌صورت ناآگاهانه شکل می‌گیرد. بنابراین، انتظار می‌رود که تصویر ذهنیِ روشن و زنده از یک حرکت، بلافاصله پس از اجرای واقعی آن، بیشترین دسترس‌پذیری را داشته باشد. شایان توجه است که میان افراد دارای مهارت بالای تصویرسازی جنبشی و موسیقی‌دانان حرفه‌ای شباهت قابل ملاحظه‌ای وجود دارد؛ هر دو گروه توانایی بیشتری در تمرکز بر عضلات هدف و در مقابل، کاهش درگیری ناخواسته عضلات مجاور از خود نشان می‌دهند.

چندین سازوکار بنیادین میان تصویرسازی ذهنی حرکات و اجرای واقعی آن‌ها مشترک است.که در قسمت بعد به هردو نکته خواهیم پرداخت.

درک و دریافت(6) قرار بر یافتن دو پارت مشترک بین ذهن و اجرای واقعی است که آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

  • نخست آنکه، مدت‌زمان لازم برای تصور اجرای یک توالی حرکتی پیچیده، معمولاً با زمان مورد نیاز برای اجرای واقعی همان حرکت تقریباً برابر است. البته، تصور ذهنی حرکات بسیار پیچیده و نیازمند توجه فراوان، نسبت به حرکات ساده زمان بیشتری می‌طلبد. این نشان می‌دهد که فرایند تصویرسازی تنها به توانایی اجرای حرکت وابسته نیست، بلکه به سازوکارهای پردازش مرکزی مغز نیز وابستگی دارد.
  • دومین وجه اشتراک میان اجرای واقعی و تصویرسازی حرکتی به پاسخ‌های فیزیکی خودکار مربوط می‌شود. هرچند این شاخص‌ها تحت کنترل ارادی فرد نیستند، اما در هر دو حالت اجرای واقعی و تصویرسازی ذهنی تغییرات مشابهی را نشان می‌دهند؛ از جمله افزایش ضربان قلب، افزایش فشار دی‌اکسید کربن خون، افزایش نرخ تنفس و نیز افزایش پاسخ هدایت الکتریکی پوست و.. این شبیه سازی ساده ذهنی که به راحتی در یک اتاق حتی بدون ساز هم شدنیست در پاسخ دهی مغز تقریبا یک اجرای تمام عیار است.

پیشنهاد شده است که بخش قابل توجهی از افزایش پاسخ‌های دستگاه عصبی خودمختار در هنگام تصویرسازی ذهنی، منشأیی مرکزی دارد. به بیان دیگر، ذهن تا اندازه‌ای بدن را متقاعد می‌کند که گویی حرکت واقعاً در حال اجراست و در نتیجه، واکنش‌های فیزیولوژیک مشابهی ایجاد می‌شود.

  • سومین ویژگی مشترک میان تصویرسازی حرکتی و اجرای واقعی، ارزیابی ذهنی میزان تلاش مورد نیاز برای انجام یک تکلیف است. مطالعات نشان داده‌اند که میزان تلاشی که افراد هنگام تصویرسازی یک حرکت احساس می‌کنند، با مقدار نیروی لازم برای اجرای واقعی همان حرکت همبستگی دارد . این یافته نیز بیانگر آن است که تصویرسازی ذهنی، بسیاری از ویژگی‌های شناختی و فیزیولوژیک مرتبط با اجرای واقعی حرکت را بازنمایی می‌کند.

نظر خود را بنویسید